محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
113
آيين شهردارى ( فارسى )
گلاب مادهء اصلى در دارو نيست و تنها به منظور رسانيدن عصارهء ميوه و گل يا عقاقير به اعضا از آن استفاده مىشود ، زيرا كار كبد « 1 » اين است كه به شيرينى متمايل باشد ، ازاينرو آن را وسيله قرار مىدهند كه شربت را به سرعت به اعضا برساند . قانونى كه حكماى گذشته در ساختن شربتها مقرر كردهاند عبارت از يك سوم عصارهء ميوه است چنان كه پيش از اين گفتيم . اما عقاقير و گياهان خشك و گلها و آبها به اختلاف شربتها گوناگون مىشوند : در بعضى از آنها مقدار گلاب با گياه ( عقار ) برابر و در بعضى كمتر و در بعضى بيشتر است و مقدار همهء آنها بستگى به كيفيت شربت مطلوب به هنگام حاجت و برحسب راى پزشكان است . معجونها نيز نامهاى بسيار دارند و همچنين است قرصها ، ربها ، داروهاى ليسيدنى ( مكيدنى ؟ ) ، جوارشيات « 2 » ، حبوب ، ايارجات « 3 » ، شيافها و چيزهايى كه از مطبوخات مىسازند . و اگر در اين باب آنچه گفتنى بود مىگفتم و استقصا مىكردم سخن به درازا مىكشيد ، ازاينرو شمارهء بسيارى از شربتهاى معمول و مورد استفاده را بيان كردم تا عموم را سودمند افتد . محتسب بايد در تهيهء مواد گياهى ، قرصها ، معجونها و سفوفات « 4 »
--> ( 1 ) - متن : كيد ، و ظاهرا نادرست است . ( 2 ) - جوارشيات يا جوارش ( معرب گوارش ) معجونى است مفرح و مقوى و محلل رياح و مصلح اغذيه ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 3 ) - ايارجات معرب اياره ( فارسى ) كه ياره نيز گويند ، تركيبى است كه پزشكان براى لينت مزاج دهند ( ر ك : آنندراج ذيل ياره ) . ( 4 ) - سفوفات جمع سفوف ( به فتح اول ) به معنى داروى خشك كوبيده و هرگونه گرد دارويى و اختصاصا مخلوطى از كوبيدهء دانههاى گرد شدهء چند گونه گياه طبى است كه به عنوان بادشكن مصرف مىشده ، و اين گياهان عبارتند از : زيرهء سياه ، تخم گشنيز ، گز علفى ، ترنجبين و جز آن . ( فرهنگ فارسى معين ) .